آرشيدا بهار زندگي ما

آرشيدا عشق مامان و بابا

تولد دختر کوچولوی من .....

سلام بر همگی دوستان عزیز ... از همه به دلیل کم کاریهام عذرخواهی می کنم ... چه کنیم از دست روزگار آخه کار و درس با هم قاطی شده .... الان ما شمال پیش مامان مهری و باباعباس و دایی مجتبی و دایی محسن هستیم آرشیدا اینجارو خیلی دوست داره من مرداد ماه تعطیل هستم و با آرشیدا شمال اومدم  فردا تولد پرنسس کوچولوی منه آرشیدا روز به روز بزرگتر میشه فردا برای آرشیدا یه تولد کوچولو گرفتیم ... دختر عزیزم تولدت پیشاپیش مبارک
22 مرداد 1393

تولد مامانی .........

دختر قشنگم دیروز منو با تمام وجودت بوسیدی این بهترین هدیه بود که گرفتم عزیزم شما همه زندگی من هستی دوستت دارم  دیروز با اینکه تولدم بود ولی تمام غصه های عالم تو دلم جمع شده بود ولی با نگاه کردن به تو همه غصه هامو فراموش می کنم ...
19 فروردين 1393

فصل امتحانات

عزیز دلم می دونم این روزها مامان نمی تونه باهات بازی کنه چونکه امتحان داره دختر نازم با اون دستهای کوچولوت دعا کن که مامانی قبول بشه . دیروز با بابایی مهدکودک رفتی خیلی از اونجا خوشت اومد ولی من و بابا راضی نیستی دختر یکی یدونمون مهدکودک بره دوست داریم خونه باشی بذار یه ذره بزرگتر بشی بعد مهدکودک می ری اگه به من باشه دلم می خواد به مدرسه هم نری و تو خونه درس بخونی مخصوصا درسهای مذخرفی که این بچه های بیچاره می خونن دیگه خوندن نداره خیلی شیرین شدی دیگه کاملا با ما حرف می زنی ولی هنوز به بشقاب می گی قشقاب آذر ماه با هم آتلیه رفتیم و یه عالمه عکس گرفتیم اینم عکسهای خوشگلت.   ...
26 دی 1392

گل زیبای بهشتی ام سومین سالروز تولدت را به شما دختر قشنگم تبریک می گم....

دلم می‌خواد تمام ستاره‌های آسمون رو زیر پاهات بریزم هر روز که می‌گذره بزرگ و بزرگ تر می‌شی روزی هزار بار به من می‌گی دوست دارم می‌میرم و زنده می‌شم خوشحالم از اینکه مادرم حس زیبایی نمی‌دونم چطوری توصیف کنم ولی قشنگ ترین حسی که تا حالا تجربه کردم هر چقدر هم می‌گذره این حس زیباتر و زیباتر می‌شه خدایا این حس زیبا رو هر لحظه زیباتر و زیباتر کن. دخترم من و ببخش اگر گاهی وقت ها بی‌حوصله می‌شم و شما می‌گی مامانی الان من دعوا کردی. منم چون عصبانیم می‌گم آره ولی این بدون مامانی همیشه دوست داره و برات می‌میره. راستی یک تولد کوچولو مامان مهری برات ساری گرفته دایی مجتبی و دایی ...
24 مرداد 1392

تولد آرشیدا کوچولو نزدیکه...............

    گلم تولدت نزدیکه 23 مرداد بزرگترین روز زندگی من و بابا محسن نزدیکه ؛ دوست داریم                مامان مهری می‌گه خیلی خیلی دوست دارم و عاشقتم و از بودن در کنار تو خیلی لذت می برم دوست دارم همیشه در کنار من باشی. ...
15 مرداد 1392

ماه رمضان................

الان که دارم این نوشته هارو می نویسم خونه مامان مهری هستیم عزیزم اینجا خیلی خوش می گذره. همه دوست دارند الان 8 روزه اینجائیم 20 روز دیگه تولدت عزیزم از بودن در کنارت لذت می برم خیلی روزها را از دست دادم چون نتونستم چیزی بنویسم چون کار با درسم قاطی شد اتفاق خوبی افتاد و من کارشناسی ارشد قبول شدم اینم عکسهای شما از قبل از عید تا حالا اسفند ٩١     عید 1392 شمال مشهد خرداد 1392 ...
9 مرداد 1392